![]() |
![]() |
|
| و عشق تمام روياي من است |
|
سلام
به یاری خدا می خواهم وبلاگ خودم را راه اندازی کنم دوستان زیادی در این وبلاگ اشتراکی به من لطف داشته اند هرکس مایل هست وبلاگ جدید من رو ببینه به این آی دی پی ام بده تا آدرسش رو بهش بدم asal _karimi84 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
سلام خدمت همه ی دوستان عزیزم
مثل اینکه کسی هست که دلش می خواد در این وبلاگ همکاری داشته باشه ولی گویا از شعور اجتماعی برخوردار نیست تا بفهمه باید از نویسنده بپرسه که این حق رو داره یا نه به هر حال اهمیتی برای من نداره از همراهی همه ی دوستانم ممنون این وبلاگ دیگه توسط من آپ نمی شه ( عسل) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
ديروز را سوزانديم براي امروز ؟ امروزمان را گذرانديم براي فردا و فردايمان ديروزي ديگر !!! اين است بازي پوچ ما انسانها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 8:42 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
شب سياه چشمانم را پلي بزن به خورشيد گرم نگاهت تا ذوب شود انجماد سخت تنهايي
خسته ام ز انتظار جوانه اي از خاک مرده دل ها خسته ام از تمام خستگي ها خورشيد ، زمستانم را بهاري کن |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 6:58 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 7:25 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 6:51 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 6:41 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 4:53 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
با شروع هر صبح فكر كن تازه به دنيا آمدي مهربان باش و دوست بدار شايد كه فردايي نباشد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط ناشناس |
|
|
با نگاه ساده اي درهاي بسته باز شد
بي قراري من و تو بعد از ان اغاز شد بعد از ان ديدار من دلداده اي ديگر شدم روزها بگذشت و من هر لحظه عاشقتر شدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 5:21 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 5:14 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 5:3 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
نابينا گفت: دوستت دارم
ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 4:54 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
معني عشق
اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 7:24 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 4:31 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 3:56 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره،
پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 3:31 قبل از ظهر توسط ناشناس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اگر عاشق به معشوق برسد عشق خود را فراموش میکند چرا که در راه معشوق ماندن با ارزش تر است . عاشق کسی باش که ارزش داشته باشد. نه اینکه برای خودش ارزش بگذارد همیشه عاشق باش حتی اگر نمیدانی عاشق هستی علاقه ات را به معشوق نشان نده چرا که ارزش عشق بیشتر میشود
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 مهر 1384 شهریور 1384 بهمن 1383 |
| پیوندها |
|
ziba tarin |
|
RSS
|